قصة وعبرة -رائعة جدااااااا-

ﻳﺤﻜﻰ ﺃﻥ ﺭﺟﻼ ﻣﺤﺴﻨﺎً ﻛﺎﻥ ﻳﺠﻠﺲ ﻓﻰ ﺷﺮﻓﺘﻪ ﻭﻛﻞ ﺇﻧﺴﺎﻥ ﻳﻤﺮ ﺗﺤﺘﻪ ﻳﻠﻘﻴﻪ ﺑﺪﻳﻨﺎﺭ ﻓﻤﻦ ﺷﺪﺓ ﻓﺮﺣﺔ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻛﺎﻧﻮﺍ ﻳﺄﺧﺬﻭﻥ ﺍﻟﺪﻳﻨﺎﺭ ﻭﻳﻤﻀﻮﻥ ﺩﻭﻥ ﺃﻥ ﻳﻌﺮﻓﻮﺍ ﻣﺼﺪﺭﻩ ﺃﻭ ﺣﺘﻰ ﻳﺮﻓﻌﻮﺍ ﺭﺅﻭﺳﻬﻢ ﻧﺤﻮﻩ ﻟﻴﺸﻜﺮﻭﻩ ﺇﻻ ﻓﺌﺔ ﻗﻠﻴﻠﺔ ﺟﺪﺍً، ﻓﺈﻏﺘﺎﻅ ﺍﻟﺮﺟﻞ ﻭﻓﻜﺮ ﺃﻥ ﻳﺮﻣﻴﻬﻢ ﺑﺤﺠﺎﺭﺓ ﻭﻓﻌﻼً ﺃﻟﻘﻰ ﺑﻬﻢ ﺑﺤﺠﺎﺭﺓ ﻭﻛﺎﻧﺖ ﺩﻫﺸﺘﻪ ﺇﺫ ﻭﺟﺪﻫﻢ ﻳﻠﺘﻘﻄﻮﻥ ﺍﻟﺤﺠﺎﺭﺓ ﻭﻳﺮﻓﻌﻮﻥ ﺃﻧﻈﺎﺭﻫﻢ ﺇﻟﻴﻪ . ﻓﺘﻌﺠﺐ ﺍﻟﺮﺟﻞ ﻭﻗﺎﻝ ﺍﻗﺬﻓﻬﻢ ﺑﺎﻟﻔﻀﺔ ﻭﺍﻟﺬﻫﺐ ﻓﻼ ﻳﻨﻈﺮﻭﻥ ﺇليّ ﺍﻗﺬﻓﻬﻢ ﺑﺎﻟﺤﺠﺎﺭﺓ ﻓﻴﻨﻈﺮﻭﻥ ﺇليّ !!

🌞🌞اشراقة🌞🌞
ﺇﻧﻬﺎ ﺻﻮﺭﺓ ﻣﺼﻐﺮﺓ ﻟﻤﺎ ﻳﻔﻌﻠﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﻌﻨﺎ ﻳﻘﺪﻡ ﻟﻨﺎ ﺧﻴﺮﺍﺗﻪ ﻭﻧﻌﻤﻪ ﻭﻧﺤﻦ ﻋﻨﻪ ﻏﺎﻓﻠﻴﻦ ! ﻳﺠﺮﺑﻨﺎ ﺑﺎﻟﺘﺠﺎﺭﺏ ﻭﺍﻵﻻﻡ ﻓﻨﺼﺮﺥ ﺇﻟﻴﻪ ﻣﺘﺬﻣﺮﻳﻦ !! ﺍﻟﻠﻪ سبحانه ﻳﺘﻌﺎﻣﻞ ﻣﻌﻨﺎ ﺑﻄﺮﻕ ﻛﺜﻴﺮﺓ ﻟﻜﻲ ﻳﻘﺮﺑﻨﺎ ﺍﻟﻴﻪ ﻭﻧﺮﻓﻊ ﺍﻋﻴﻨﻨﺎ ﺍﻟﻲ ﻣﺼﺪﺭ ﺍﻟﻘﻮﺓ ﻭﺍﻻﻣﻞ ﻭﺍﻟﻔﺮﺡ ﻭﺍﻟﻌﺰﺍﺀ ﻓﻬﻞ ﺗﻨﻈﺮ ﺍﻟﻴﻪ ﻣﻦ ﻭﻗﺖ ﻟﺤﻴﻦ ﻭﺗﺸﻜﺮﻩ ﻋﻠى ﻛﺜﺮﺓ ﺍﺣﺴﺎﻧﺎﺗﻪ ﻟﻚ ﻫﻮ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﻈﺮﺓ ﻟﻮ ﺻﻐﻴﺮﺓ ﺗﺒﻴﻦ ﺣﺒﻚ ﻟﺔ ﻓﻬﻞ ﺗﻨﻈﺮ ﺍﻟﻴﻪ ﻣﻦ ﻛﻞ ﻭﻗﺖ ﻵﺧﺮ ﻫﻮ ﻣﻨﺘﻈﺮﻙ

 

المعیشة بالسعادة و راحة البال... :

✌ ٣٥ نصيحه تعيشك بسعاده وراحة بال

لأحد العلماء:

✌• إبدأ يومك بصلاة الفجر وبأذكار الصباح ليحصل الفلاح والنجاح.. 1

✌• واصل الاستغفار فإنه ممحاة الذنوب 2

✌• لا تقطع الدعاء فإنه حبل النجاة.. 3

✌• تذكر أن كلماتك تكتبها الملائكة.. 4

✌• تفاءل ولو كنت في عين العاصفة.. 5

✌• جمال الأصابع في عقدها بالتسبيح.. 6

✌• إذا أقبلت الهموم وتكاثرت الغموم فقل: "لا إله إلا الله".. 7

✌• اشتر بالدراهم دعاء الفقراء وحب المساكين.. 8

✌• سجدة طويلة خاشعة أفضل طریقة القربة من الله.. 9

✌• فكر قبل إخراج الكلمة، فرُبَّ كلمة قاتلة.. 10

✌• احذر دعاء المظلوم ودموع المحروم.. 11

✌• قبل قراءة الكتب والجرائد والمجلات، اقرأ القرآن.. 12

✌• توسّل بالأئمة المعصومین علیهم السلام باتباعهم و طاعتهم.. 13

✌• جاهد نفسك على الطاعة، فإن النفس أمارة بالسوء.. 14

✌• قبِّل كفوف والديك، تنال الرضوان.. 15

✌• ملابسك القديمة، جديدة عند الفقراء.. 16

✌• لا تغضب، فالحياة أقصر مما تتصور.. 17

✌• معك أقوى الأقوياء وأغنى الأغنياء، إنه (الله) جل جلاله.. 18

✌• لا تغلق باب الإجابة بالمعصية.. 19

✌• الصلاة خير ما يعينك على المصائب والمتاعب.. 20

✌• تجنب الظنون السيئة، تُريح وتستريح.. 21

✌• سبب كل هم، الإعراض عن الله، فأقبل عليه.. 22

✌• صل صلاة تدخل معك قبرك.. 23

✌• إذا سمعت من يغتاب فقل له: اتق الله.. 24

✌ داوم على تلاوة سورة تبارك فهي المنجية.. 25

✌• المحروم، من حرم صلاة خاشعة وعينا دامعة.. 26

✌• لا تلاحق المؤمنين الغافلين بالأذى.. 27

✌• اجعل الحب كله لله ولرسوله و ل أهل بیته علیهم السلام.. 28

✌• سامح من اغتابك، فإنه أهدى لك حسناته.. 29

✌• الصلاة والتلاوة والذكر عقود زاهية على صدرك.. 30

✌• من تذكر حر النار صبر عن دواعي المعصية.. 31

✌• مادام الليل ينجلي، فإن الألم سيزول، والأزمة سوف تمر والشدة تذهب.. 32

✌• اهجر "قيل وقال" فعندك من الأعمال كالجبال.. 33

✌• صل بخشوع فكل ما ينتظرك أقل شأنا من الصلاة.. 34

✌• اجعل المصحف عند رأسك، فقراءة آية خير من الدنيا وما فيها.. 35

الحياة جميلة وأجمل منها أنت بايمانك

دیده را باید از غیر لیلی پاک کرد

بالجمله‌ بايد

#چشم‌ را از ديدن‌ غير ليلي‌ پاك‌ كرد و #گوش‌ را از طنين‌ و 
آواي‌ جز او شستشو داد تا وي‌ اذن‌ نظاره‌ به‌ چهره‌ و استماع‌ سخنانش‌ را 
بدهد.
.
خدايا چكار بايد كرد ؟! راه‌ چاره‌ كدام‌ است‌ ؟! .
بالجمله‌ و محصّل‌ كلام‌ اميدي‌ و روزنه‌اي‌ يافت‌ مي‌شود يا بايد مأيوس‌ بود 
؟! .
#زنان‌ قبيلۀ ليلي‌ مي‌گويند:
.
آقاجان‌ ! برو چشمت‌ را تطهير كن‌ ! #گوشت‌ را پاك‌ كن‌ ! .
تطهير چشم‌ به‌ گريه‌ است‌ در شبهاي‌ تار از فراق‌ محبوب‌ ازل‌ و ابد ؛ و 
تطهير گوش‌ به‌ نگهداري‌ آن‌ است‌ از شنيدن‌ سخنان‌ تفرقه‌انگيز كه‌ #معشوق‌ و 
محبوب‌ را خوشايند نمي‌باشد .
.
پاك‌ كردن‌ چشم‌ :عَنْ كُلِّ ما لا يُحِلُّ اللَهُ النَّظَر إلَيْهِ
و پاك‌ كردن‌ گوش:‌ عَنْ كُلِّ ما لا يُحِلُّ اللَهُ الاِسْتِماعَ إلَيْهِ .
(به‌ هر چه‌ خدا حلال‌ نمي‌داند نگاه‌ مكن‌ ، و به‌ هرچه‌ خدا حلال‌ نمي‌داند 
گوش‌ مکن.
.
#ایت_الله_طهرانی

پ.ن:

خداوند توفیقمان دهاد

یا ربِّ 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا... أیها الإمام الرئوف

 

.
استادی می گفتند:
تصور نکنید که اسمای ائمه علیهم السلام، الکی و بدون حکمت انتخاب شده است... 
هر یک از امامان معصوممان واسطه ی فیض اسم و صفت مشهورشان، برایمان هستند... 
مثلا اینکه از چیز پسندیده ای احساس رضایت می کنید و بدان خوشنود می شوید، به 
فضل و واسطه ی امام رضا علیه السلام است که این احساس رضایت به شما ارزانی 
داشته اند... اینکه توفیق صدق و راستی دارید و سعی می کنید صادقانه با هر امری 
تعامل کنید، آن را مدیون امام صادق علیه السلام هستید...
بکم ینزل الغیث... اصلا واسطه ی فیوضات الاهی و بهانه ی بارش باران رحمت و 
عنایت حضرت حق، همین بزرگوارانند...
.
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی
.
الاهی رضاک و الجنة
أستغفرک و أتوب إلیک
لک العتبی حتی ترضی

.

سالروز شهادت امام رضا علیه السلام را تسلیت عرض می کنم 94/09/21

.

أسألکم الدعاء

فأما الزبد فیذهب جفاءا

. هر حق و باطلی می تواند چهره ای گذرا داشته باشد و باقیاتی از خود برجای گذارد... مواظب باشیم چه چیزی منفعت دارد و چه چیزی نه... چیزی را برگزینیم و برایش سرمایه ی عمرمان را صرف کنیم که ارزشش را دارد... .

 

خداوند متعال چنین می فرماید:

سوره مبارکه رعد؛ آیه شریفه 17:

أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ .

ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﻰ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺩﺭﻩ ﻭ ﺭﻭﺩﻯ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ ﻭ ﻭﺳﻌﺘﺶ [ ﺳﻴﻠﺎﺑﻰ ] ﺟﺎﺭﻯ ﺷﺪ ، ﺳﭙﺲ ﺳﻴﻠﺎﺏ ، ﻛﻔﻰ ﭘﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﻯ ﺧﻮﺩ ﺣﻤﻞ ﻛﺮﺩ ، ﻭ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﻓﻠﺰﺍﺗﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺯﻳﻨﺖ ﻭ ﺯﻳﻮﺭ ﻳﺎ ﻛﺎﻟﺎ ﻭ ﻣﺘﺎﻉ ، ﺁﺗﺶ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﻰ ﺍﻓﺮﻭﺯﻧﺪ ، ﻛﻔﻰ ﭘﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﻴﻠﺎﺏ ﺑﺮ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ ؛ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﻖ ﻭ ﺑﺎﻃﻞ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺤﺴﻮﺱ ] ﻣﺜﻞ ﻣﻰ ﺯﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﻛﻒ [ ﺭﻭﻯ ﺳﻴﻞ ﻭ ﺭﻭﻯ ﻓﻠﺰ ﮔﺪﺍﺧﺘﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﻛﻨﺎﺭﻯ ﺭﻓﺘﻪ ] ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻰ ﻣﺘﻠﺎﺷﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ ، ﻭ ﺍﻣﺎ ﺁﻧﭽﻪ [ ﭼﻮﻥ ﺁﺏ ﻭ ﻓﻠﺰ ﺧﺎﻟﺺ ] ﺑﻪ ﻣﺮﺩم ﺳﻮﺩ ﻣﻰ ﺭﺳﺎﻧﺪ ، ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﺪ . ﺧﺪﺍ ﻣﺜﻞ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ [ ﺗﺎ ﻣﺮﺩم ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ].

ادامه فعالیت وبگاه «شذا العربیة» در همین سرور پس از رکودی طولانی

سلام علیکم و رحمة الله

بار دیگر پس از کش و قوس های ذهنی و تأملهای متطاول بالاخره تصمیم بر آن شد تا هنوز تا مدتی دیگر وبگاه «شذا العربیة» از طریق همین سرور «بلاگفا»، به فعالیت خود ادامه دهد...

دانشجویان ارجمند، دوستان گرامی و اساتید عزیزم!!!

افزون بر اینستاگرام، تلگرام و فیسبوک، از طریق همین مجرا نیز در خدمتتان هستم...

با آرزوی توفیق و التماس دعای خیر

دکتر محمدامین تقوی

آه...

مکن ای صبح طلوع...

مجزرة منى متعمدة

مجزرة منى متعمدة

الاعلامي حكم امهز
25\09\2015

مجرزة منى مدبرة وعن سابق اصرار وتصميم
قد يستغرب القارئ هذا العنوان ولكن عند الدخول في ادارة سلطات مملكة الموت ولا مبالاتها حيال الحجاج الفقراء واهتمامها فقط بكبار الشخصيات الدولية الحاجة (رياء وسمعة )، نعرف ان المجرزة كانت مدبرة وربما تستغلها الاجهزة السعودية لاهداف اخرى .
في عودة سريعة الى ما جرى في الحج سابقا نجد ان الاف الحجاج استشهدوا لاسباب مرتبطة بالتقصير والتجاهل والاهمال السعودي لهم ولحاجاتهم.
ففي العام 1990 وحده استشهد 1426 حاجا في مجزرة سببها ( كما ادعت السلطات انذاك) تعطل نظام التهوئة في احد الانفاق المخصص للحجاج. مع العلم انه في كل العالم تكون هناك وسائل احتياطية اخرى في حال تعطلت هكذا انظمة خاصة لحالة مماثلة تتجمع فيها اعداد بشرية مليونية.
وكذلك حصلت مجازر اخرى وحرائق راح ضحيتها خلال العقدين الاخيرين نحو اربعة الاف حاج فضلا عن جرح عشرات الاف الجرحى.
لكن للاسف وبكل صراحة، فانه ... 

واصلوا القرائة بالنقر علی «ادامه مطلب»

ادامه نوشته

شهادت

 

 

عرفات و خلوت با حضرت محبوب... و پرواز در منا...

#در_سرزمین_طف خیلی طول کشید تا مادر مریم را راضی کند.می‌گفت دختر به شهر دور نمی‌دهیم.پولدار بودند و دنیادیده و پسر اما دلداده و فهمیده.نشست پای عشقش.پیام پشت پیام که«نه اینکه مریم‌سادات بدبخت باشه،من خوشبختش کنم ها ولی عشق‌ خب یه چیزیه که خدا به هر‌کسی نمیدَتِش.نذارین حسرتش به دل دوتامون بمونه» و از این‌ حرف‌ها.شاید هم مادر مریم حسودی‌ش‌ می‌شد.خب این زن‌های میانسال،هیچ وقت حرف دلشان را نزدند که.با مانتوی دبیرستان نشستند پای سفره عقد. القصه.امیرعلی قصه ما،بالاخره جایی دلش لرزیده بود.نمی‌شد پا پس بکشد.حرف زد.داد زد.گریه کرد.حتی وقتی آب‌ پاکی ‌را‌ ریختند روی دستش و گفتند پدر دختر باید برود خارج و مریمِ زندگی‌ش هم.دور و‌بری‌ها،‌‌لبالمرصاد،ریختند دوروبرش ‌که خب «مریم نشد بیا یه دختره بهتر».ولی برای خودش عده گذاشت.عده معرفت.گفت سه ماه به هیچ کس نگاه هم نمی‌کنم چه رسد خواستگاری.وسط همین سه ماه بود که مریمش، مریض شد،از اشتها افتاد،وسط‌ مریضی‌ش دل مادر نرم شد نه با پسر که هنوز هم فکر ‌می‌کرد دخترش را ‌گول زده و‌ دزدیده،از ترس اینکه دختر دردانه همه‌چیز تمامش چیزیش شود،رضایت داد و جفت شدند.از ترس اینکه عشقشان را دنیا بدزدد،گفتند عقد حرم ‌شاهچراغ و عروسی هم‌ می‌رویم خانه ‌خدا.چقدر نشستند ژورنال دیدند و‌ سر ‌اینکه سرشونه‌های لباس عروس‌ لخت باشد یا پوشیده،کمرش لخت باشد یا نه، ‌گیپور باشد یا دانتل حرف زدند و مسخره‌بازی.فیلم‌های عروسی می‌دیدند و پشت سر پوست برنزه و دماغ ‌عملی‌ تابلوی عروس و خیلی چیزهای دیگر صفحه می‌گذاشتند و می‌خندیدند. * امیرعلی‌ پایش که رسید کعبه،از خودش بدش آمد.به این فکر می‌کرد چقدر نماز صبح‌هایش قضا شد پای گپ‌های یواشکی‌ش با مریم،چقدر منت کشید از بنده‌های خدا برای مریم‌دار شدن.بعد حساب کرد با خدای خودش چندچند شده.دید نه نماز شبی.نه کار خوب بی‌طمع ثوابی.چقدر در تاریکی گریه کرد برای مریم و‌ چقدر دل خدا شکست که حتی یک نیمه شب برای خدای مریم گریه ‌نکرد.چقدر دستش خالی ‌بود.لبیک ‌روی ‌زبانش نمی‌آمد.گفت عرفات جبران می‌کند.کنار مریمش.شرمنده بود. * ایستاد بالای سر امیرعلی.دلش می‌خواست صورت امیرعلی‌ش را ببوسد ‌ولی مادر ‌وهب نمی‌گذاشت.می‌خواست بی‌تابی کند،ولی ‌قلب‌ صبور زینب نمی‌گذاشت.می‌خواست بیفتد روی تن امیرعلی اما‌ فکر قتلگاه نمی‌گذاشت.با‌ چادر سفید خاکی‌ احرام، مریم،نشست کنار ‌پیکر بی‌جان ‌امیرعلی‌ش توی سردخانه مکه.دست کشید روی شکستگی‌ها ‌و‌ خون‌مردگیهای سینه امیرعلی ولی ‌مادر‌ حسین نمی‌گذاشت.فقط نگاهش کرد. قصه حسین،نمی‌گذارد.همه ما‌ یک‌‌ منا به حسین بدهکاریم. به نقل از صفحه اینستاگرام یکی از دوستان